<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>اسکیزو</title>
	<link>http://skizo.ir</link>
	<description>مبارزه امری مقدسه، اما دائمی نیست؛ اون چیزی که دائمیه زندگیست ... بیانیه سیزدهم</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 18:34:36 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	<!-- generator="WordPress/3.0" -->

	<item>
		<title>دیالوگهای گذری &#8211; ۱</title>
		<description><![CDATA[پارک پردیسان زن و مرد پنجاه شصت ساله در حال تند راه رفتن زن: سگش رو به ما ترجیح می ده مرد: غلطای اضافه]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=162</link>
			</item>
	<item>
		<title>قدرت جوان کننده معاملات ملکی</title>
		<description><![CDATA[مادر توضیح داد: خوب ما یک جا را به طور خاص دیده ایم. همه چیزش را بررسی کرده ایم. پدر گفت: عالی است. یک زیبای واقعی، درست مثل مادرتان. مادر خندید و با حوله ای که دستش بود، به او ضربه ای زد. ما شاهد چیزی بودیم که بعدا فهمیدیم به آن میگویند قدرت جوان [...]]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=158</link>
			</item>
	<item>
		<title>F.R.I.E.N.D.S</title>
		<description><![CDATA[من آدم تکراری بینی نیستم. اما friends این وسط یک استثناست. اولین بار که فرندز رو پشت سر هم و کامل دیدم، تازه مشهد رو به مقصد پایتخت ترک کرده بودم. میرفتم خونه ی آزاده و نیسم و رزا و چهار نفری فرندز میدیدیم. میومدم خونه و با محمد فرزندز می دیدیم. توی شرکت تو [...]]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=155</link>
			</item>
	<item>
		<title>اسکیزو دارد از ملال می میرد</title>
		<description><![CDATA[فکر کنم چند ماه دیگه دنی سرخه ی درون دست به شورش بزنه]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=152</link>
			</item>
	<item>
		<title>بالای همین شهر</title>
		<description><![CDATA[پسر اومدم خونه میبینم بابا و مامان همیجور دِپ نشستن. انگار که همه کس و کارشون مرده باشه. هر چی های بودم یهو از سرم پرید. اصن یه وضعی ها. فکر کن. ددی دِپ، مامی دِپ. خیره به روبرو. انگار داری اسلوموشن میبینی. یا مثلا یه تیکه از فیلمای پولانسکی. حتی می طلبید ک جریان [...]]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=149</link>
			</item>
	<item>
		<title>دلیل ننوشتن</title>
		<description><![CDATA[جوانی گوارسکی خالق دُن کامیلو و پپونه؛ بعضی اوقات از دیدن آنچه که نوشته ام ناراحت میشوم، ولی زیاد عذاب نمی کشم، چون میتوانم صادقانه بگویم که نهایت تلاشم را کرده بودم که آنها را ننویسم، و بسیار سعی کرده بودم که کار را از امروز به فردا بیفکنم.]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=119</link>
			</item>
	<item>
		<title>عید آمد و ما سبزیم</title>
		<description><![CDATA[]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=113</link>
			</item>
	<item>
		<title>بچه مشد ۳۸</title>
		<description><![CDATA[نعمت را گفتند احوال چون است؟ گفت اِی! گفتند این اِی که گفتی انتقاد بود؟ گفت نه، احوال بود. گفتند تو را به احوال انتقادی ست؟ گفت خیر. گفتند پس چرا شفاف احوال نمی گویی؟ گفت اِی بس شفاف بباشد. گفتندش شعری بگو. گفت:” ساقیا برخیز و در ده خوشه را … خاک بر سر [...]]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=112</link>
			</item>
	<item>
		<title>از درکی که نمی کنیم</title>
		<description><![CDATA[من به شکلی عمیق، خراب ِ میرحسین موسوی هستم به شکلی عمیق، آرام، روی اعصاب ِ حسن و به کیش شخصیت آلوده منتها در این عمق ِ خرابی، پا فشاری و تمثیلهای میرحسین از جنگ و امام و فرمان ده ماده ای و غیره را درک نمی کردم حالا فکر می کنم، سالهای سال بعد [...]]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=103</link>
			</item>
	<item>
		<title>ناگهان کدامین گوساله &#8211; یک</title>
		<description><![CDATA[هوا خوبه، آسمون آبیه، زندگی زیباست و تو راه خونه م. از تیموری می اندازم تو شیخ فضل الله که حس می کنم حال ماشین خوب نیست. حالش خوب بود ها، سر پیچ مجبور شدم دنده عوض کنم. پامو که از رو کلاج برداشتم کف پام گفت که جعبه دنده میزون نیست. راضی نیست انگار. [...]]]></description>
		<link>http://skizo.ir/?p=99</link>
			</item>
</channel>
</rss>
