اسکیزو

مبارزه امری مقدسه، اما دائمی نیست؛ اون چیزی که دائمیه زندگیست … بیانیه سیزدهم

Category: اسکیزو

F.R.I.E.N.D.S

من آدم تکراری بینی نیستم. اما friends این وسط یک استثناست. اولین بار که فرندز رو پشت سر هم و کامل دیدم، تازه مشهد رو به مقصد پایتخت ترک کرده بودم. میرفتم خونه ی آزاده و نیسم و رزا و چهار نفری فرندز میدیدیم. میومدم خونه و با محمد فرزندز می دیدیم. توی شرکت تو [...]

اسکیزو دارد از ملال می میرد

فکر کنم چند ماه دیگه دنی سرخه ی درون دست به شورش بزنه

از درکی که نمی کنیم

من به شکلی عمیق، خراب ِ میرحسین موسوی هستم به شکلی عمیق، آرام، روی اعصاب ِ حسن و به کیش شخصیت آلوده منتها در این عمق ِ خرابی، پا فشاری و تمثیلهای میرحسین از جنگ و امام و فرمان ده ماده ای و غیره را درک نمی کردم حالا فکر می کنم، سالهای سال بعد [...]

ناگهان کدامین گوساله – یک

هوا خوبه، آسمون آبیه، زندگی زیباست و تو راه خونه م. از تیموری می اندازم تو شیخ فضل الله که حس می کنم حال ماشین خوب نیست. حالش خوب بود ها، سر پیچ مجبور شدم دنده عوض کنم. پامو که از رو کلاج برداشتم کف پام گفت که جعبه دنده میزون نیست. راضی نیست انگار. [...]

آخرین جرعه ی این جام تهی

ایران خودرو و بانک توسعه صادرات در به تعویق انداختن طلبهای ۵ ماهه مون جدیتی مثال زدنی به خرج می دن. وام ها و قرض ها و نزول ها هم نتونستن کِشتی شرکت رو از گل دربیارن. فعلا نوبت فروش ماشین رسیده. تو همه ی بی نظمی هامون با حسن یه قرار ثابت هم داشتیم. [...]

تک تیرانداز

جالبه که این نفرته باعث بوجود آمدن یه فانتزی ِ مشترک برای کشتن میشه با تفاوتهای جزئی در نوع اسلحه البته … من جزو اون دسته م که تفنگ دوربین دار رو ترجیح می دن

استحاله

اگه کسی منو نشناسه و ازم بپرسه کجایی هستم؟ جواب میدم کاخکی و پشت بندش توضیح می دم که یکی از روستاهای جنوب خراسانه. درسته که مشهد بدنیا اومدم، اما تجربه نشون داده که نصف ایرانی جماعت، یه روزی تو مشهد به شکل مبسوطی ضدحال خوردن و دل چندان خوشی از مشهدی ها ندارن، به [...]

چرا باید چیزهای سخت خواند؟

دو سه ماه پیش بود که در قدم زدن شبانگاهی با حسن تصمیم گرفته بودیم که “بلی! باید کلاسیک ها را خواند” و اون شب من گلستان رو دست گرفته بودم و حسن هم در جستجوی زمان از دست رفته. یکی دو ماه پیش یه روز حسن اومد شرکت با کلی خرید که توشون پنج [...]

غم ِ لایت!

نمی دونم که من اینطوری بودم یا همه؟ اما یه چیزی داشتم، که واقعا باهاش خوش می گذروندم. مخصوصا پاییز و زمستون. معلوم نبود کی میاد. یهو میومد، مخصوصا اون روزای ابری که شبش صدای قطره های بارون رو روی کانال کولر می شنیدی و صبح که پا می شدی هوا گرفته بود. اون وقت [...]

Happy birthday Skizo