اسکیزو

مبارزه امری مقدسه، اما دائمی نیست؛ اون چیزی که دائمیه زندگیست … بیانیه سیزدهم

Category: سایر

دلیل ننوشتن

جوانی گوارسکی خالق دُن کامیلو و پپونه؛ بعضی اوقات از دیدن آنچه که نوشته ام ناراحت میشوم، ولی زیاد عذاب نمی کشم، چون میتوانم صادقانه بگویم که نهایت تلاشم را کرده بودم که آنها را ننویسم، و بسیار سعی کرده بودم که کار را از امروز به فردا بیفکنم.

عید آمد و ما سبزیم

حسن یک حسن دو حسن سه …

تقاضاهای زیادی برای سورپرایز کردن حسن در روز تولدش به دستمون رسیده بود، که بعد از مشورت با پزشکش مجبور به رد این تقاضاها شدیم. پزشک محترم اعتقاد دارن که هیجان برای خانمهای مسن مثل سم می مونه… بنابراین بدون هیچ گونه عملیات ژانگولر، امروز حسن بیست و هشت ساله شد.

روز قدس

محض یادآوری؛ ماه رمضان همچنان باقی ست از به دست گرفتن بطریهای آب معدنی خودداری کنید

اتحادیه صنف نانوایان کشور

آقای موسوی! آنان که در برابر شما ایستاده اند، توانایی اداره نانوایی که بماند، توانایی نوشتن یک کیفرخواست را هم ندارند.

می ۶۸

خلاصه ی خلاصه ای از روزانه های می ۶۸ رضا دانشور – رادیو زمانه (که خوندنش مستحب موکده) هر مملکتی لباس شخص‌های خودش را دارد. یک روز پیراهن‌قهوه‌ای‌های هیتلر هستند؛ یک روز پیراهن‌سیاه‌های موسیلینی. اما این‌ها از آن شیک و پیک‌‌هاش هستند. هر چند پنجه بوکس و چاقو همه جا یکی است … دیروز هم [...]

دیابتی ها نخوانند

پس از بیان جمله حماسه آفرین “بسیاری از ملت‌های جهان به دلیل پرتاب ماهواره امید شیرینی توزیع می‌کردند” توسط محمود احمدی نژاد، قسمتی از قراردادهای اقتصادی و سندهای همکاری دولت نهم با کشورهای جهان فاش شد. در یکی از این قراردادها شیرینی فروشان مجمع الجزایر قمر متعهد شده اند که پس از پرتاب هر ماهواره [...]

با احترامات فائقه

با این سبک نامه نگاری، آدم هی دلش می خواد بره وزارت خونه تا با اظهار تعارفات خودشون، واسه این ور اون ور نامه اشعار کنن (و بلکه هم یه چیزایی رو تلوا ایفاد کنن) و در پایان هم موقع را مغتنم شمرده، احترامات فائقه را تجدید نمایند.

همون ِ نیم ساعت پیشی. باور کن!

تو شرکت نشستیم و کار می کنیم خانوما هم نشستن و کار می کنن کسی بالا و پایین نمی پره در و پنجره ها هم بسته س و باد و بورانی در کار نیست با اینحال خانوما هر نیم ساعت یا یه ساعت آینه ای از کیف در میارن و خودشون رو نگاه می کنن [...]

مترونوم!

داخلی، شب: اسکیزو داره سه تار می زنه، شور حسینی و سیم سُل پاره می شه خارجی، روز: حسن سه تار بدست دم ساز فروشی واستاده. حسن با خودش: یه چیزی بود این اسکیزو می خواست بخره. خدایا چی بود اسمش؟ بعد از کمی تفکر، موبایلش رو در میاره و اس ام اس می زنه [...]